هیچ کس نمی تواند جلوی گسترش دین زرتشت را در سرزمین کوروش بگیرد؛ طبیعی ترین دین، برای ایرانیانی که نیاز به دین دارند، و این یعنی قاطعیت بزرگی از مردم ایرانزمین، دین بهی و آئین ِ استوار بر منش نیک، گویش نیک و کنش نیک است؛و آن دسته از ایرانیان نیز که در خود نیازی به یک معنویت متافیزیکی احساس نمی کنند، حتا آنان نیز دین خردگرایان و معنویت روشن اندیشانه ی زرتشتی را بهترین نوع از خوی و اخلاق برای سامان دهی به زیست مینویی و فرهنگی خود می دانند؛
ایرانیان امروز به جای بحارالنوار سخنان پند آمیز آذربادها و جاماسب ها را می خوانند؛ به جای عهدنامه ی مالک اشتر، دادنامه ی کوروش بزرگ را آهنگ زندگی سیاسی خویش می کنند و به جای بردگی الله را کردن و دولا و راست شدن به سوی کعبه و مدینه، یعنی شهرهایی که توفان خانمان سوز اسلام از آنان برخاست تا 1400 سال بندگی را بر آزادانه ترین مردمان جهان روا دارد، به سوی مهر و آناهید، به سوی سروش و اشاوهیشته، به سوی روشنایی بی کران اهورامزدا نیایش می کنند؛
معنویت ایرانشهری و پایبندی ژرف به سنت داریوش ها و اردشیرها و انوشیروان ها، پیوند رازآمیز با آتش و حکمت مُغان و آئین خسروانی، چیزهای هستند که همواره ایرانیت را سر پا نگه داشته اند و امروز نیز، همین ها هستند که جمهوری اسلامی و کلیت اسلام و روحانیت را به پرتگاه نابودی رانده اند و ناقوس این مرک در سراسر فلات ایرانشهر به صدا در آمده است: امروز حتا رهبر تاجیکستان نیز، که به زایش زرتشت در سرزمین اش می بالد، نام ها اسلامی را از فهرست نام های رسمی کشور اش بیرون کرده است و در افغانستان و میان کردهای عراق و ترکیه نیز آوازه ی زرتشت هر روز بلندتر می گردد و شمار بیشتری، به ویژه در میان کردها، به دین بهی می پیوندند؛
شکی نیست که هراس تابناکی ها و همه ی پیروان قادسیه و فرزندان معنوی خالدبن ولید قابل فهم است، اما آن ها چاره ای ندارند، یا باید خود را از آلودگی 1400 ساله پاک گردانند و به مردم ایرانشهر بپیوندند، یا بپذیرند که اشغال گر و دشمن میهن زرتشت و کوروش هستند و سرنوشت اشغال گران نو دشمنان یز پیشاپیش روشن است؛
به دست و پا زدن ها و دروغ ها و توجیه های پست منشانه ی تابناک که نشان از یک توابیت تمدنی ژرف دارد، بنگریم:
با ورود اسلام به ایران با اینکه تقریبا تمام ایرانیان که از ظلم و جور پادشاهان ساسانی به خشم آمده بودند به اسلام مشرف شدند اما عده قلیلی نیز بر آئین اجدادی خود پا بر جا ماندند که پیام مستقیم قران برای این عده اندک در سوره حج آمده است که می گوید : إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَادُوا وَالصَّابِئِینَ وَالنَّصَارَى وَالْمَجُوسَ وَالَّذِینَ أَشْرَکُوا إِنَّ اللَّهَ یَفْصِلُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ /حج 17 این گروه کوچک زرتشتیان نامیده شدند و در طول تاریخ زندگی مسالمت آمیزی با مسلمانان را تجربه کردند.
یک منبع آگاه در گفت و گو با «سیاست ما» گفت: زرتشتیان بعد از انقلاب اسلامی به عنوان یکی از اقلیت های دینی ایران برشمرده شده و در مجلس شورای اسلامی برای آنها کرسی در نظر گرفته شد. آنان در کمال آزادی به انجام فعالیت های دینی و روزمره خود مانند یک فرد مسلمان مشغول هستند و در نوع مجازات و بهره مندی از حقوق شهروندی هیچگونه تمایزی برای آنها لحاظ نشده است.
در مقابل زرتشتیان نیز باید باید پروتکل و قانون اساسی ایران را محترم شمرده و موظف به رعایت بند بند آن هستند.
قانون اساسی به صراحت تاکید دارد که این اقلیت های دینی در صورتی می توانند آزادانه به اعمال دینی خود بپردازند که این اعمال مطابق با موازین اسلامی باشد مشروح آن در اصل 26 قانون اسای این گونه است:
«احزاب، جمعیت ها، انجمن های سیاسی و صنفی و انجمن های اسلامی یا اقلیت های دینی شناخته شده آزادند، مشروط به این که اصول استقلال، آزادی، وحدت ملی، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند. هیچ کس را نمی توان از شرکت در آنها منع کرد یا به شرکت در یکی از آنها مجبور ساخت.» (اصل 26 قانون اساسی)
در جند سال اخیر مقابله دستگاه های فرهنگی با فرقه ی بهائیت و مسیحیت تبشیری و همچنین مقابله با رشد و فعالیت عرفانهای نوظهور؛ از یک سو و ترویج عقاید جریان انحرافی با محور ایرانیت باستان فضا و خلاء خاصی را برای زرتشتیان بوجود آورده است. تحرکات و شعارهای ایران گرایی جریانهای نزدیک به دولت آقای احمدی نژاد باعث شده زرتشتیان بدون توجه به قانون کشور که ملزم به رعایت آن هستند، پروژه تبلیغی خود را از چند سال پیش به شدت فعال کنند.
ماحصل این نوع نگاه افراطی به ایرانیت باعث ترویج افکاری مانند: منشور کوروش در مقابل عهدنامه مالک اشتر، پندار نیک گفتار نیک کردار نیک در مقابل شریعت و آیات قرآن ، اهورامزدا در مقابل الله شده است.
این در حالی است که مقام معظم رهبری نیز در همین دیدار اخیر با دولت به ضرورت پرداختن به ایران پس از ورود اسلام تاکید نمودند.
از محورهای عمده فعالیت تبلیغی زرتشتیان می توان به دو مورد زیر اشاره کرد:
الف: سوء استفاده از حس میهن پرستی مسلمانان ایران
ب: یورش به اعتقادات اسلامی
برپایی جشنواره های حرکات موزون(رقص)، اردوهای مختلط دانشجویی، محفل های ایران پرستی، ترویج گفته های زرتشت و نشان فروهر دهن کجی های جدید زرتشتیان به قانون اساسی و اسلامی کشور می باشد. انجمن زرتشتیان نیز هیچ وقت به خاطر انجام اعمال منافی عفت و غیر اسلامی و جریحه دار کردن احساسات میلیون ها نفر، از مسلمانان ایرانی عذرخواهی نکرده است!
این منبع آگاه در ادامه گفت: فعالیتهای تبلیغی زرتشتیان با شعار میهن پرستی، کوروش و داریوش گرایی به مراتب خطرناک تر از تحرکات تبلیغی بهائیت و مسیحیت تبشیری می باشد و در دراز مدت اثرات سوء بسیاری بر امنیت ملّی، سلامتی معنوی کشور و نوع رابطه سایر کشورهای اسلامی با ایران را در پی خواهد داشت.
شاید متن زیر اهمیت و ضرورت برخورد با فعالیت های تبلیغی زرتشتیان روشن سازد:
«من ایرانی نیستم چون کیش و آیین ایرانیان مزدیسنا وبهی است و کتاب آسمانیشان اوستا، اما از کودکی به من آموختند که دین من اسلامِ اعراب، زبان نیایشم عربی و کتاب آسمانیم قرآن تازیان است.
من ایرانی نیستم چون خدای ایرانیان اهورا مزدا همه جا هست، اما من برای پرستش الله رو به سوی مملکت و کعبه ای که با دست اعراب ساخته شده نماز می گذارم.
من ایرانی نیستم چون نمی دانم آریو برزین، یوتاب، گرد آفرید، آپاما و آرتمیس که بودند؛ اما در جای جای ایرانم مدفن اعرابی است که به ایران هجوم آورده و غارت کردند و به پاس تشکر و احترام، در و دیوارشان را به طلا و جواهر آراسته ایم .من ایرانی نیستم چون حتی نام و سرگذشت هیچ یک از سرداران و پادشاهان کشورم و نبردهایشان را در دفاع از ایران زمین نمی دانم ، اما تمام جنگ ها و فتوحات اعراب را از کودکی در مدرسه به من آموختند و هزاران بار تکرار کردند که مبادا از خاطرم برود. من ایرانی نیستم چون رهبران و پادشاهان کشورم لباس عربی بر تن می کنند و به آیین آنها سخن می گویند .....»
یک منبع آگاه در گفت و گو با «سیاست ما» گفت: زرتشتیان بعد از انقلاب اسلامی به عنوان یکی از اقلیت های دینی ایران برشمرده شده و در مجلس شورای اسلامی برای آنها کرسی در نظر گرفته شد. آنان در کمال آزادی به انجام فعالیت های دینی و روزمره خود مانند یک فرد مسلمان مشغول هستند و در نوع مجازات و بهره مندی از حقوق شهروندی هیچگونه تمایزی برای آنها لحاظ نشده است.
در مقابل زرتشتیان نیز باید باید پروتکل و قانون اساسی ایران را محترم شمرده و موظف به رعایت بند بند آن هستند.
قانون اساسی به صراحت تاکید دارد که این اقلیت های دینی در صورتی می توانند آزادانه به اعمال دینی خود بپردازند که این اعمال مطابق با موازین اسلامی باشد مشروح آن در اصل 26 قانون اسای این گونه است:
«احزاب، جمعیت ها، انجمن های سیاسی و صنفی و انجمن های اسلامی یا اقلیت های دینی شناخته شده آزادند، مشروط به این که اصول استقلال، آزادی، وحدت ملی، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند. هیچ کس را نمی توان از شرکت در آنها منع کرد یا به شرکت در یکی از آنها مجبور ساخت.» (اصل 26 قانون اساسی)
در جند سال اخیر مقابله دستگاه های فرهنگی با فرقه ی بهائیت و مسیحیت تبشیری و همچنین مقابله با رشد و فعالیت عرفانهای نوظهور؛ از یک سو و ترویج عقاید جریان انحرافی با محور ایرانیت باستان فضا و خلاء خاصی را برای زرتشتیان بوجود آورده است. تحرکات و شعارهای ایران گرایی جریانهای نزدیک به دولت آقای احمدی نژاد باعث شده زرتشتیان بدون توجه به قانون کشور که ملزم به رعایت آن هستند، پروژه تبلیغی خود را از چند سال پیش به شدت فعال کنند.
ماحصل این نوع نگاه افراطی به ایرانیت باعث ترویج افکاری مانند: منشور کوروش در مقابل عهدنامه مالک اشتر، پندار نیک گفتار نیک کردار نیک در مقابل شریعت و آیات قرآن ، اهورامزدا در مقابل الله شده است.
این در حالی است که مقام معظم رهبری نیز در همین دیدار اخیر با دولت به ضرورت پرداختن به ایران پس از ورود اسلام تاکید نمودند.
از محورهای عمده فعالیت تبلیغی زرتشتیان می توان به دو مورد زیر اشاره کرد:
الف: سوء استفاده از حس میهن پرستی مسلمانان ایران
ب: یورش به اعتقادات اسلامی
برپایی جشنواره های حرکات موزون(رقص)، اردوهای مختلط دانشجویی، محفل های ایران پرستی، ترویج گفته های زرتشت و نشان فروهر دهن کجی های جدید زرتشتیان به قانون اساسی و اسلامی کشور می باشد. انجمن زرتشتیان نیز هیچ وقت به خاطر انجام اعمال منافی عفت و غیر اسلامی و جریحه دار کردن احساسات میلیون ها نفر، از مسلمانان ایرانی عذرخواهی نکرده است!
این منبع آگاه در ادامه گفت: فعالیتهای تبلیغی زرتشتیان با شعار میهن پرستی، کوروش و داریوش گرایی به مراتب خطرناک تر از تحرکات تبلیغی بهائیت و مسیحیت تبشیری می باشد و در دراز مدت اثرات سوء بسیاری بر امنیت ملّی، سلامتی معنوی کشور و نوع رابطه سایر کشورهای اسلامی با ایران را در پی خواهد داشت.
شاید متن زیر اهمیت و ضرورت برخورد با فعالیت های تبلیغی زرتشتیان روشن سازد:
«من ایرانی نیستم چون کیش و آیین ایرانیان مزدیسنا وبهی است و کتاب آسمانیشان اوستا، اما از کودکی به من آموختند که دین من اسلامِ اعراب، زبان نیایشم عربی و کتاب آسمانیم قرآن تازیان است.
من ایرانی نیستم چون خدای ایرانیان اهورا مزدا همه جا هست، اما من برای پرستش الله رو به سوی مملکت و کعبه ای که با دست اعراب ساخته شده نماز می گذارم.
من ایرانی نیستم چون نمی دانم آریو برزین، یوتاب، گرد آفرید، آپاما و آرتمیس که بودند؛ اما در جای جای ایرانم مدفن اعرابی است که به ایران هجوم آورده و غارت کردند و به پاس تشکر و احترام، در و دیوارشان را به طلا و جواهر آراسته ایم .من ایرانی نیستم چون حتی نام و سرگذشت هیچ یک از سرداران و پادشاهان کشورم و نبردهایشان را در دفاع از ایران زمین نمی دانم ، اما تمام جنگ ها و فتوحات اعراب را از کودکی در مدرسه به من آموختند و هزاران بار تکرار کردند که مبادا از خاطرم برود. من ایرانی نیستم چون رهبران و پادشاهان کشورم لباس عربی بر تن می کنند و به آیین آنها سخن می گویند .....»
- نوترین ها
- از این تارنما


