دشمنی با دین زرتشتی و سنت شهریاری ایرانشهری، یکی از ویژگی های بارز حزب فاسد توده بوده است؛ با کودتای بین المللی شهریور 1320 و اشغال ایران از سوی دمکراسی های امپریالیستی غرب و همراهمی سوسیالیسم روسی، حزب توده در ایران پایه گذاری شد، با هدفی روشن: تجزیه ایران و تبدیل ایران به یکی از کشورهای اقماری شوروی؛
کمتر تجزیه طلب نامداری هست که از حزب توده برنخاسته باشد؛ همانگونه که کمتر تروریست چپ و یا مسلمانی هست، که به نوعی با حزب توده در پیوند نبوده نباشد؛ همه ی نوادگان قجرها تا نوادگان مسلمان ها، به نوعی نمادین در دو شخصیت برجسته ی توده ای به هم پیوند یافتند: مریم فیروز (فرمانفرما)، شاهزاده ی قاجار، و نورالدین کیانوری، نواده ی شیخ فضل الله نوری؛
امروز نیز بخش بزرگی از سردمداران جمهوری اسلامی یا توده ای مآب اند و یا مستقیما توده ای هستند؛ از حسین شریعتمداری در کیهان تا عبدالله شهبازی، زرتشتی ستیز سوگند خورده ی توده ای، از آیت الله خامنه ای، که پیوندهای معنی داری با توده ای هایی چون هوشنگ اسدی داشته است، تا هاشمی رفسنجانی که در ترور حسن علی منصور نقش رابط را بازی کرده است؛ بطوری که ما می توانیم توده ای ها را به دو دسته ی بزرگ بخش کنیم: توده ای های چپ و توده ای های مسلمان؛
هر دو فرقه، در یک چیز مشترک اند: دشمنی پایه ای با سنت پادشاهی و سنت دینی ایرانیان؛ حتا شاعری چون احمد شاملو نیز، درست به علت اثرپذیرفتن اش از این سنت، دشمنی کوری هم با پادشاهی و هم با دین زرتشت از خود نشان می دهد تا جایی که جشن نوروز را روز "عزای ملی " و "فرصتی برای بالا کشیدن تنبون" اعلام می کند و زرتشتیان را به علت باور شان به سوشیانت مورد تمسخر قرار می دهد و آنان را، با لحن ویژه و بسیار شاعرانه ی خود، سوزاکی می نامد؛
امروز، که ملیون ها ایرانی و ایرانی تبار به دین بهی بازگشته اند، تا جایی که حتا رهبران پ ک ک نیز با زرتشتی شدن خود صدای اردوغان را در ترکیه درآورده اند و یکی از پیشوایان کرد گفته است: ما کردها شوربختانه 1370 سال پیش به زور مسلمان شدیم، همه ی چپ ها و مسلمان ها به هراس افتاده اند و اتحاد کهن سرخ و سیاه باری دیگر زمینی مشترک یافته اند برای متحقق کردن دشمنی دیرینه ی خود با سرزمین زرتشت و کوروش؛
امروز دیگر خود آخوندها نیز معترفند که اگر زور و شمشیر نبود نمی شد ایران زرتشتی را مسلمان کرد؛ حتا 1400 سال زور نیز نتوانسته اند؛ حتا 1400 سال دروغ در مورد فساد موبدان پاک دامن ایرانزمین، و دروغ های امثال مطهری و شریعتی و آل احمد نیز نتوانسته است، حتا تمام تبلیغات پژوهش گران مسیحی تبار غربی نیز نتوانسته است جلوی این حقیقت را بگیرد که ایرانیان نه از روز میل، بلکه زیر فشار پیوسته ی سپاه اسلام مسلمان شدند؛
حقیقت این است که در برابر عزم ملت ایران نمی توان ایستاد: ایرانیان مصمم شده اند که خود را از زیر پرچم خالد بن ولید و سعد ابن ابی وقاص بیرون آورند و بر سنت فاسد قادسیه و اسلام نقطه ی پایانی نهند؛ از تاجیکستان تا کردستان ترکیه، از افغانستان و پاکستان و هند تا ارمنستان و ازبکستان، تو از اران و عراق تا سراسر ایرانزمین، موج زرتشتی گری و زرتشتی شوی آنچنان بلند است که دیگر کمتر رسانه ای می تواند از واکنش نسبت به آن خودداری ورزد؛
سایت محسن رضائی، یک توده ای مسلمان، دین زرتشت را بزرگ ترین خطر برای اسلام اعلام می کند، خامنه ای، یک توده ای مسلمان، به دولت اخطار می کند که به جای افتخار به هخامنشیان و ایران زرتشتی، به دوران اسلام توجه کند، جوان آن لاین، سایت نزدیک به جناح ِ توده ای های سپاهی، از گسترش دین زرتشت در میان جوانان ابراز انزجار می کند و سایتی دیگر، زرتشتیان را تهدید می کند که دست از گسترش دین بهی بردارند؛
هفته ای نیست که خبری علیه زرتشتیان درج نشود، و این، چیزی نیست جز نشان سُستی و مرگ نزدیک آئین حجاز و منادیان چپ و راست اش؛ عکس این خبر همراه با جملات تنفر انگیز زیر در تارنمای پیک نت، ارگان توده ای ها مسلمان و هوادار خمینی و موسوی به چاپ رسیده است؛ ترس از سر و روی عبارات می بارد، ترس از سنت زرتشت، ترس از سنت کوروش؛ کسان حق دارند بترسند؛ آتش زرتشت باری دیگر فروزان شده است؛
پیک نت:
آئین امسال سده با شرکت پرشمار زرتشتیان ایران در تالار ماركار تهرانپارس. باورهای مذهبی گذشتگان ما، که با سقوط آخرین پادشاه سلسله ساسانیان، جای خود را به اسلام داد. اسلامی که اکثریت مردم ایران آن را برای رهائی از چنگال حاکمیت سراپا فاسد ساسانیان و موبدان زرتشتی که سرنوشت خود را با سرنوشت دربار فاسد ساسانی پیوند زده بودند پذیرا شدند اسلام اهل تسنن بود. اقلیت بسیار کوچک و پراکنده اهل تشیع که عمدتا در اطراف اراک و ساوه پراکنده بودند، در زمان صفویه و با شمشیر خون چکان قزلباش (سپاه پاسداران صفویه) به اکثریت تبدیل شدند. بسیاری از موبدان باقی مانده از دوران ساسانیان، اسلام آوردند و شدند روحانی مذهب تازه ای که برایران مسلط شده بود. فرزندان همین روحانیون نیز در دوران سلطه خون ریز پادشاهان صفویه برایران، عبا و عمامه اهل تشیع را بر تن کردند و حتی شال سبز و عمامه سبز سیدی بر سر گذاشتند و شدند روحانیون شیعه و خود را بستند به خاندان پیامبر. البته با ارشاد روحانیونی که در صدر حاکمیت صفویه از کوه ها و روستاهای کوهستانی "جبل عامل" به دعوت بنیانگذاران صفویه به ایران آمدند و در اصفهان مستقر شدند. ریشه و پیوندها راهگشای حدس و گمان درباره آینده است. "چرخ بازیگر از این بازیچه ها بسیار دارد"!
- نوترین ها
- از این تارنما


