Sat05192012

Back نوشتارها و گفتارها بخش ها بیانیه ها و سخنرانی ها هر گونه تحریم اقتصادی و تهدید نظامی علیه ایرانزمین محکوم است؛ بیانیه جنبش فرزندان زرتشت و کوروش


هر گونه تحریم اقتصادی و تهدید نظامی علیه ایرانزمین محکوم است؛ بیانیه جنبش فرزندان زرتشت و کوروش

pasargad-iranzamin2تحریم ایران، چیزی نیست جز کوشش ورشکستگان برای به زانو درآوردن مشرق زمین؛ غرب، که در همه ی ابعاد ورشکسته شده است، از اخلاق و سیاست، تا اقتصاد و دین، حتا در آن هنگام که در حال غرق شدن نیز است، از دشمنی تاریخی خود با مشرق زمین دست برنمی دارد؛

ببینیم چه کسی و کسانی دارند تحریم می کنند: آمریکا، که میزان بدهی اش به بیش از 15 هزار میلیارد دلار رسیده است و همزمان، سالانه 600 میلیارد دلار هزینه ی نظامی دارد؛ جز این، بیش از 40 ملیون نفر از مردم ستم دیده ی آمریکا بدون دریافت برگه های غذا توانایی سیر کردن شکم خود را نداشته و از گرسنگی خواهند مرد؛

انگلیس، که با خیزش گرسنگان روبرو است و با باتون های دمکراتیک بر سر شکلات دزدان می کوبد و کودکان 11 ساله را به جرم خرابکاری زندان می کند؛ فرانسه، که سالی نیست که ده ها هزار خود رو در اش در آتش خشم جوانان ِ بازمانده از بازار ِ کار نسوزد؛ و در کنار اینان، دیگر کشورهای اروپایی که یا در ورشکستگی کامل به سر می برند و یا در آستانه ی ورشکستگی کامل ایستاده اند؛

رشوه و فساد سراسر دمکراسی های چپاولگر را فراگرفته است؛ مردان دینی به هزاران کودک تجاوز می کنند و آموزگاران برامده از مدرنیته و سکولاریسم، دست به زیر پیراهن شاگردان شان می دوانند و کودکی آنان را دستمالی می کنند؛ روزی نیست که در یکی از کشورهای غرب بیننده ی راهپیمایی گرسنگان و واماندگان نباشیم، راهپیمایی هایی که پاسخی جز سرکوب و باتون و اسپری فلفل نمی گیرند: همان رفتار کهن دمکراتیک، همان خشونت برهنه و انسان ستیزانه که از آتن آغاز گشته است و تا به امروز نیز دنباله یافته است؛

اینکه در این میان روشنفکری ایرانی به جای اندیشیدن به آزادی و عدالت، با دیرکرد تاریخی همیشگی اش دست در ریسمان پوسیده ی دمکراسی درانداخته است و چون سلمان های فارسی و سیاه های دیلمی، یعنی نیاکان اندیشگی اش، تا آستانه ی پادویی و جاروکشی برای غرب و تحریک او برای تازش به سرزمین زرتشت و کوروش نیز پیش رفته است، چیزی از این واقعیت انکار ناپذیر که دمکراسی چیزی جز بازسازی همان برده داری برنامه ریزی شده ی آتنی نیست، نمی کاهد؛

آری، ما امروز به پایان تاریخ غرب رسیده ایم؛ پایانی که چون همه ی به آخر رسیدن های بزرگ، با انفجاری مهیب و هوش ربا همراه است: به زمین خوردن دیوی بزرگ، به زمین خوردن هیولایی که از آتن و اورشلیم برامده است و اسکندرها و کالیگولاها و کارترها و ریگان ها را به جهان پیشکش کرده است؛

دو هزار سال تاریخ سراسر انباشته به خون و جنایت مسیحیت، همراه با دو و نیم هزاره برده داری و تجاوز طلبی ِ سیاسی ِ برامده از آتن و روم، همه با هم به پایان رسیده اند؛ غرب، چه در بیان کلاسیک اش، و چه در بیان مدرن و سکولار اش، که فقط در یکی از نمودهای اش یک قتل عام ِ دمکراتیک ِ دویست ملیون نفری در قاره ی آمریکا را برای عرضه کردن دارد، اینک می رود تا آخرین نفس های اش را بزند؛ دمکراسی و مدرنیته، زرتشت ِ آلمانی شده، یعنی ابرمرد نیچه را، که واپسین تلاش غرب برای الهام گیری از شرق و رهایی از بندهای تنگ اندیشه ی افلاتون و مسیح بود، در نطفه خفه کرد و اینک هیچ سخنی جز خشونت و هراس افکنی برای گفتن ندارد؛

بارها و به تفصیل گفته ایم که نظام جمهوری اسلامی در همه ی سویه های اش، چه در سویه ی اسلامی اش، و چه در سویه ی سیاسی اش، نظامی از سر تا پا غربی است، همانگونه که انقلابی که این نظام بر آن ایستاده است، یعنی انقلاب مشترک خمینی و روشنفکری، انقلابی دمکراتیک و الهام گرفته از غرب است؛ اسلام، همزاد مسیحیت و یهودیت، در نسبت با ایرانزمین و دین های شرقی، دینی غربی است و دمکراسی نیز، که هم نظام حاکم بر تهران مدعی آن است و هم مخالفان سکولار اش، دستگاهی به همان اندازه غیر ایرانی است که برامده از غرب؛ پس دعوای جمهوری اسلامی با آمریکا و اروپا، از روزن مفهومی و تبار شناسی سیاسی، دعوای غرب است با غرب؛ یک پیکار خانوادگی، و نه بیش؛

جغرافیایی اما که این پیکار در آن روی می دهد سرزمین زرتشت است و کوروش، یعنی قلب تمدن جهان، یعنی ایرانشهر؛ از این روست که ما در این پیکار بی طرف نمی توانیم باشیم؛ اینکه غرب خود خود را دارد می خورد، همانگونه که آز در استوره های ایرانی خود را در نهایت خواهد خورد، نمی تواند برای ما نگران کننده باشد؛ اما هنگامی که این فروپاشی و خودویرانی در یک پیکر ِ دزدیده شده، یعنی در پیکر ایرانشهر روی می دهد، روشن است که نمی تواند مورد پشتیبانی ما قرار گیرد؛

تازش غرب به ایرانشهر، که خط پیوسته ی تاریخ غرب از اسکندر تا محمد و از او تا اروپا و آمریکای مدرن است، امروز کیفیتی نوین یافته است؛ به همان اندازه که به پایان غرب نزدیک می شویم، بر شدت و سختی این تازش نیز افزوده می شود؛

تحریم ها و تهدیدهای غرب را در یک چنین چارچوبی باید دید و وارسید؛ در این میان، تحریم های اقتصادی، یکراست مردم ستم دیده و هم اکنون دوشیده شده ی ایرانزمین را نشانه رفته اند؛ آنچه که غرب می خواهد آن را از پای درآورد، نه جمهوری اسلامی و نظام خمینی، که خود اش با فرش قرمز غرب به ایرانزمین آمده است، بلکه مردم ایران و ایرانیت ِ پنهان شده در اینجا و آنجای حکومت است؛

طبیعی ست که جمهوری اسلامی، با همه ی پلیدی و بی شخصیتی حجازی و نیز تزویر دمکراتیک اش، هرگز در قد و قواره ای نیست که بتواند تمامی بزرگی و نیکویی ایرانشهر را بپوشاند و پنهان کند؛ ایرانیت، که در روح مردانی چون اشو زرتشت و کوروش بزرگ به بهترین وجهی قابل رد گیری است، هر گاه که کوچکترین روزنه ای بیابد، خود را به نمایش می گذارد و اینچنین است که سی سال پس از کودتای دمکراتیک غرب و روشنفکری علیه ایرانزمین، نیروهایی در اینجا و آنجای حکومت و ارتش و سپاه و اقتصاد و صنعت ایران پدیدار می شوند که به جای بازگشت به سنت خمینی، به سنت کوروش و جمشید بازمی گردند؛ و درست در همین جا است که غرب با حکومت و این نیروها مشکل دارد؛

غرب ورشکسته، با ملیون ها گرسنه و وامانده، با اخلاقی از جای درآمده و با پوچی بزرگ مدرن اش، اینک دورخیز کرده است تا یک بار دیگر شرق را بگشاید؛ گشایش ایرانزمین، که پیشزمینه ای است برای از پای درآوردن چین و هند و تصرف بزرگ ترین منطقه ی انرژی جهان، واپسین امید غرب است برای به عقب انداختن مرگی که بسیار نزدیک شده است؛

بر دانایان و میهن پرستان ایرانزمین است که هرگونه تحریم و تهدید از سوی غرب را از بنیاد محکوم کنند؛ جمهوری اسلامی، نکبتی است برامده از غرب، و غرب، که خود در فساد و تجاوزگری و دروغ غوطه ور است، نمی تواند انگشت نشانه اش را به سوی این نظام غیر ایرانی و تحمیل شده به ایرانزمین بلند کند؛

بر ما روشن است که آزادی ایرانزمین زمانی رخ خواهد داد که فشار معکوس و تجاوزگرانه ی غرب از سر ایرانزمین برداشته شود و فرزندان زرتشت و کوروش با این نظام ِ برامده از تمدن غربی تنها و به حال خود گذاشته شوند؛ غرب اما چیزی جز بحران به هم پیوسته نیست، درست چون نظام برامده از انقلاب خمینی و روشنفکری؛ پس پیکار آزادگان آزادی جوی در ایرانزمین پیکاری دو سویه است: هم با غرب و هم با نظام جانشین اش در ایران، یعنی نظام جمهوری اسلامی؛ با این تفاوت که بیرون انداختن نظام حاکم در ایران، باید با نازک بینی و طی یک جراحی تمدنی انجام شود و لاغیر؛

آری، ریآریدر حقیقت زدن این نظام از سوی غرب، بهانه ای بیش برای زدن پیکری که این نظام خود را بر آن تحمیل کرده است، یعنی بهانه ای جز برای زدن ایرانزمین نیست؛ تروریسم اقتصادی غرب علیه بانک ها و صنعت ایران، تلاش ترسویان و بزدلان این عصر است برای به زانو درآوردن فرزندان بابک و مازیار؛ این تلاش را در تمامیت اش محکوم می کنیم و غرب را دعوت می کنیم تا ترک عادت کند و یکبار که نیز شده، در تاریخ اش، به جای اجرایی کردن دیوانگی برنامه ریزی شده، به خرد و داد بازگردد و به جای گسترش خشونت و هراس و نفرت، نیکویی و مهر پیشه کند؛

جنبش فرزندان زرتشت و کوروش
یکم آذر سال یک اوشیدری
برابر با 1381 یزدگردی

نوترین ها
از این تارنما
Learn about the Zartosht community with our Zoroastrian cultural website. The children of Cyrus helps people understand the cultural and historical values related to, and allows you to learn about the zartosht community, zoroastrian, zartusht and zartoshti.